از پس کسی منو نفهمید دیوونه شدم رفت...
دیوونه شدم بازم هیچکس نیست منو بفهمه! دیوانه شدم...هورا..دیوانگیم عالمی داره!دیدی دیوونه شدم!
گریه میکنه شاد باشید.تماس فرت بدم میاد از ادمای شراب خور دوسش دارم. امید رفت تهنا کسی که تو این چند روز مسخره پیشم بود امید بود.........ممنون که بودی. البته دیشب که گریه کردم مامانم کلی درکم کرد و. پیشم بود.واییییییی خیلی خانواده خوبی دارم.عاشقشونم. راستی از سائل جونم تشکر میکنم که به یادم بود.ممنون که هستی شاد باشید. تماس فرت سلام.انقدر کلافه ام که می خوام یه چند نفری رو خفه کنم....! کلافه تر از من نمیبینی!امروز به این نتیجه رسیدم علاوه بر دیوونه شدنم افسرده هم شدم..! مرگ سایه! دره اسمان! اتش ومن! چون اخرین اسکناس در جیب یک ملوان پیر مچاله ام! جز مولوکول های فعال ذهن زمین که خاطرات کهکشان را مغشوش میکنیم!(حسین پناهی) دلم ناجور گرفته... رفتم دوباره اومدم.اومدم که یه تولد واسه الی جونم بگیرم.تولدش 4مهر.یعنی شنبه.اما من چون نمیتونم اون موقع بیام به خاطر همین الان اومدم. زمانی که همه چیز خوب پیش می رود و مردم در کنار هم تفریح می کنند دوست پیدا کردن اسان است. زمانی که اتفاقات پر هیجان رخ می دهد و همه با هم چشم به انها می دوزند دوست پیدا کردن اسان است. در فضای زیبا که همه کنار هم شادند دوست پیدا کردن اسان است. ولی پیدا کردن دوستی که در مشکلات و در سخت ترین روزهای زندگی در کنار تو بماند دشوار است. از تو سپاش گزارم چون که تو از معدود کسانی هستی که دوست واقعی است. هیچوقت روزی که با هم اشنا شدیمو یادم نمیره. همیشه دوس من هستی چه شاد باشم چه ناراحت چه تهنا باشم چه در میان مردم همیشه دوست من هستی چه امروز تو را ببینم چه یک سال دیگر چه امروز با تو حرف بزنم چه سال دیگر همیشه دوست من هستی هر چند باگذشت سال ها تغییر خواهیم کرد اهمیتی ندارد که من چه بکنم یا تو چه بکنی تا پایان زندگی همیشه دوست من خواهی ماند.تولدت مبارک. دوست دارم وقتی که سر درگم می شوم با تو مشورت می کنم و راه حلی می یابم وقتی که اتفاق خوبی برایم می افتد اولین کسی هستی که به خیبر می دهم وشادی ام را با تو شریک می شوم. وقتی که تصمیم گیری مشکل می شود نظر تو را می پرسم و ان را در کنار نظرات خود میسنجم. وقتی که احاس تهنایی می کنم به تو زنگ می زنم چون تو تهنایی را از من دور می کنی.ممنون که هستی دوست خوب خودم. تولد تولد تولدت مبارم.بیا شمع هارو فوت کن تا 100000000000000سال زنده باشی.هورااااااا.تولدت مبارک.امیدوارم سال خوبی داشته باشی.که باوجود من حتما داری.مگه نه عقشم؟(چقدر پرووم)! این که می دانم همیشه در کنارم هستی تا به حرف هایم گوش کنی و به من دلگرمی بدهی به من کمک خواهد کرد تا دراین دنیای پر هیاهو به زندگی ادامه بدهم اگر همه انسان ها دوستی مانند تو می داشتند دنیا به باغی ارام تبدیل می شد....! یه کادوی خوشملی برات خریدم.دلت بسوزه..!الی باور کن هرشب خواب اون بره ناقلا رو میبینم سلام به همه دوستان.امیدوارم که خوب باشید....!منم خوبم.یعنی میشه تحملم کرد.نه بی انصافی نمی کنم حالم خوب خوب.چون غده سرطان بالاخره رفت.هورااااااا!بخاطر همین منم حالم خوبه و مثل ادمی زاد می خوابم.چه خوب.داریم میریم توی ماه مهرو اره دیگه بچه مدرسه ای....!تو اخبار داشت از بچه ها می پرسید که چه احساسی دارید؟همشون بدون استثنا میگفتن خوشحالیم.اما من وقتی می رفتم مدرسه اصلا خوشحال نبودم.اصلا هیچ حسی نداشتم.نمی دونم والا!یا مشکل از من بی احساس یا از بچه های الان که یه روده راست تو شکمشون نیست..!اما الان خوشحالم که دوره مدرسه رفتنم تموم شده و دیگه خلاص شدم.چون اصلا خاطره خوبی ندارم.ماه مهر خیلی دوست دارم چون 13 مهر تولد خودم.4مهر هم تولد عقشم الهام جون..!پس ماه خوبی!پس باید خوشحال باشم....!اول بذارید یه چیزیو بگم اونم اینه که بنده در حال حاضر نامزد دارم.یعنی چند وقت پیش نامزدکردم.....!البته زیاد باهم نیستیم تا زهرا ازدواج کنه.تا بعد که ببینیم چکار برامون میکنن.نمی خواستم بگم.اما انقدر دوستان توی نظرات خصوصی پیشنهاد بی شرمانه میدن. به خاطر همین گفتم.شرمنده که دیر گفتم.ببخشید!دوم اینکه من به دلیل درس و کنکور از این چرتو پرتا نمیتونم مثل همیشه بیام وبلاگ.پس اگه نیومدم ناراحت نشید.شرمنده..!و در اخر اینکه برام دعا کنید..!شاد باشید.تماس فرت. همین قطره دلش دریا می خواست.خیلی وقت بود که به خدا گفته بو.هربار خدا می گفت:"از قطره تا دریا راهی است طولانی.راهی از رنج و عشق و صبوری.هر قطره را لیاقت دریا نیست."قطره عبور کردو گذشت.قطره پشت سر گذاشت.قطره ایستادو منجمد شد.قطره روان شد و راه افتاد.قطره از دست داد به اسمان رفت.و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری اموخت.تا روزی که خدا گفت: "امروز روز توست.روز دریا شدن."خدا قطره را به دریا رساند.قطره طعم دریا را چشید.طعم دریا شدن را.اما.....روزی قطره به خدا گفت: "از دریا بزرک تر اری از دریا بزرک تر هم هست؟"خدا گفت: "هست." قطره گفت: "پس من ان را می خواهم.بزرگترین را.بی نهایت را."خدا قطره را برداشت و در قلب ادم گذاشت و گفت: "این جا بی نهایت است." ادم عاشق بود.دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را توی ان بریزد.اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.ادم همه ی عشقش را توی یک قطره ریختو قطرهاز قلب عاشق عبور کرد. ووقتی قطره از چشم عاشق چکید خدا گفت: "حالا تو بی نهایتی زیرا که عکس من در اشک عاشق است" در ضمن اقا امید به تو هیچ ربطی نداره.نمی خوام دیگه نظر بدی.دوست ندارم هرسری که اومدم هی نظرای مسخره تو رو بخونم.نمی خوااااااااام.وبلاگ خودم هر کار دوست داشته باشم باشهاش می کنم.ب ه تو هم هیچ ربطی نداره.حالیت شد.؟؟؟؟؟ دلم میخواد بابام چک بزنه تو گوشم.دلم کتک میخواد.از اوم کتکا که وقتی بچه بودیم میخوردیم.وقتی هم باباهه میزد احساس میکردیم پاک شدیم.کلی هم خودمونو سرزنش می کردیم که چرا بابارو ناراحت کردیم....!بابهه یه چک بیشتر نمیزد اما خودش انقدر ناراحت میشدو می رفت یه گوشه تهنا میشست.انگار خودش ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تا چک خورده!میگن کتکه باباب گل هرکی نخوره خل!من میخوااااااااااااااااااااااااااااام!خیلی زود گنده شدم.خیلی زود از کتک بابا محروم شدم.نمیخواااااااااااااااااااااااام!خدا خیلی وقت منو نزده من دیشب خدارو حس کردم.خدا رو دیدم..... دیشب با خانواده رفتیم مسجد.نمی خواستم برم اما به زور خانواده رفتم..... خیلی خوب بود انقدر با خدای خودم حرف زدمو گریه کردم.انقدر داد زدم.که نگو و نپرس..!خیلی خوب بود.خیلی وقت بود اینجوری پیش خدا گریه نکرده بودم....حالم یه کوچولو بهتر شد..پس امیدی بهم هست.......شاد باشید.یاحق دلم بدجور گرفته.از همه چی ناراحتم.لبخند رو لبم نمیاد....!تابستون خوبی بودا اما بدبیاری هم زیاد اوردم.زیاد که چه عرض کنم.وحشتنااااااااااااااااک.میخوام یه ۲ هفته ای گوشیم دست یکی دیگه باشه.که همه دوستام بفهمن منم ادمم و احساس دارم.نمی دونم چی بگم.انقدر فرک کردم که اخرش رسیدم به نمی دونم.در مورد همه چی رسیدم به نمیدونم.حتی عدالت خدااااااااااااااااااااااا.از یه دیوونه بیشتر از این توقع نباید داشت.....شاد باشید.یاحق پاییز در ایوان خانه نشسته بود و من به پرندگانی پیر فکر می کردم که دیگر هیچ کوچی از مرگ دورشان نخواهد کرد به اینکه تنها چند پله ایم در فاصله دو پاگرد ونبض دست هایم تیک تاک بمبی ست که زمان انفجارش را پنهان کرده اند پاییز در ایوان خانه نشسته است و من به دست های خاک فکر می کنم که حتی اگرتمام جنازه ها را بپوشاند موهای تو چون گندم زاری از لای انگشت هایش بیرون می زند. سلام.امروز با الی حرف زدم.خیلی دلم براش تنگ شده بود وحشتناااااااااااااااااااااااااااک.بالاخره برگشت تهران.فردا همدیگرو میبینیم.دلتون بسوزه.این شعر بالا هم برای الی بود.شاد باشید.یاحق عشق جز خود به دیگران نه چیزی می دهد ونه چیزی می فرستد نه مالک است و نه مملوک عشق تنها برای عشق کافی است. *جبران خلیل جبران* خداحافظ گل افتابگردان رو به نور خدا می چرخد و ادمی رو به خدا.ما همه افتابگردانیم.به تیرگی دیگر افتاب گردان نیست.افتاب گردان کاشف معدن صبح است وبا سیاهی نسبت ندارد.این ها را گل افتابگردان به من گفت و من تماشایش می کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر گل برگش شعله ای بودو دایره ای در دلش می سوخت.افتابگردان به من گفت:وقتی دهقان بذر افتابگردان را می کارد مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد.افتابگردان هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد.اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد.افتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند.او جز دوست داشتن افتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد او همه ی زندگی اش را وقف نور میکند در نور به دنیا می اید و در نور می میرد نور می خوردو نور می زاید.دلخوشی افتابگردان تنها افتاب است.افتاب گردان با افتاب امیخته است و انسان با خدا.بدون افتاب افتابگردان می میرد.بدون خدا انسان.افتابگردان گفت:روزی که افتابگردان به افتاب بپیوندد دیگر افتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی دیگر تویی نمی ماند.و گفت:من فاصله هایم را بانور پر می کنم تو فاصله ها چگونه پر میکنی؟افتابگردان این را گفت و خاموش شد.گفتو گوی من و افتابگردان نا تمام ماند.زیرا او در افتاب غرق شده بود.جلورفتم بوییدمش بوی خورشید می داد.تب داشت و عاشق بود.خداحافظی کردم داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت:نام افتابگردان همه را به یاد افتاب می اندازد نام انسان ایا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟ ان وقت بود که شرمنده از خدا رو به افتاب گریستم...... مسافر معصوم سطر ها بیهوده بازی را جدی گرفته ای وگرنه برای خون فرقس نمی کند که از رگ های من و تو بگذرد یا از جوب های خیابان! پل ماه عسل مورچه ها......! هردومون عاشق مورچه ها هستیم.باحال نه؟چرا میخندی؟مگه دیوونه ندیدی؟هان؟بیتربیت!تماس فرت! به تعبیرو تفسیر این زندگی بیایید با هم شک کنیم! خطا بود شاید تعابیر ما نگاهی به تعبیر جلبک ها کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!! حسین پناهی( به وقت گرینویچ) داشتم مراحل دیوونگی رو طی میکردم تا دیوونه بشم.اما حالا دیوونه شدم............... مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است اگر تو به معجزه ی عشق ایمان داری میکشم اخرین کبریت را در باد.هر چه بادا باد! شاد باشی. یاحق اندر ماجرای "رستگاران"! انکه در ابتدا نام داشت"اشفتگی"/ان معدن غم و غصه و ازردگی/انکه سر کارمان گذاشته با قصه احمد رضا/ به همراه کلی مال باخته در حال دادن فحش و ناسزا./انکه قهرمانش هست زنی تنهاو بی پناه و خسته/قرار گرفته رو در روی مردی مرموز به نام اقای شایسته/زنی با یمک دوست ریزه میزه و وروجک/پلیس بازی در می اورند در حد کاسترو کوجک/با نماهایی از روی پشت بام/کنار قاب عکس یا داخل یخجال/بابازی پوریا پور سرخ که تیپ زده به قصد کلک چال/یا بازیگر نقش های عنق و بد اخلاق عاطفه نوری/که قبلا گیر میداد به نرگس و شوکت بدجوری/با هدایت یک کارگردان که هست یک ملودرام ساز معظم/بانی اضطراب و راوی گریه های روتین جناب سیروس مقدم./از اول تابستان رژه رفتند روی اعصاب مردم/تلخ تر از نیش گزندگانی چون مارو رتیل عقرب/با پیگیری مجدانه سرگردی چیره دست/به سبک کاراگاهی خارجی مثل ژاور و گجت/قلپ قلپ اب معدنی می خورد تا در بیاورد لجت/و هنرنمایی تنی چند از هنر مندان چون اتیلا پسیانی روناک یونسی صبا کمالی و لیندا کیانی/چند شبی بعد از اشوب های خیابانی نا جوانمردان و اغتشاشگران/حالا مردم شده اند گرفتار سرنوشت رستگاران. سلام به همه دوستان.خوبید؟من فردا کنکور دارم.برام دعا کنید لطفا!این مطلب هم از تو روزنامه بانی فیلم براتون نوشتم اما نویسنده نداشت.شاد باشید.یاحق بنام خداوند بخشنده مهربان...... حالم گرفته شد!یکی بهم گفت از 10 شب فقط 1شب خوبی!یعنی در ماه 3روز و در سالو نمی دونم.خسته میشم فرک کنم.خیلی حرصی شدم! همیشه سعی میکنم برای دوستام بهترین باشم.اما این بدجور زد تو حالم.از الهام خبری ندارم.نمی دونم کجاست.حوصله ندارم کامل بنویسم.الهام خیلی دوست دارم خانومی!دلم بدجور گرفته الهام.نمی دونم الان کجایی!فقط دوست داشتم که باشی و ازم دفاع کنی حتی اگر حرفش حق باشه.اما می دونم که من اینجوری نیستم.یک دفعه به خودم شک کردم همین.دلم گریه می خواد.دلم میخواد زنگ بزنم به این یارو هرچیس دلم خواست بهش بگم.دلم میخواد سر یکی داد بزنم.یکیوکتک بزنم!مهم نیست.شاد باشید یاحق ۲.کنکرو اصلا خوب نبود!!!!!!!! ۳.دندونام احتیاج به جراحی داره! ۴.فردا با الهام میریم سینما.هورااااااااا. ۵.هفته دیگه عروسی دعوت شدیم که بخاطر این خبر خیلی خوشحالم. ۶.راستی فهمیدم بابام خیلی دوسم داره.می دونستمت اما الان.......! شاد باشید یاحق![]()
دیشب اشکمو در اوردی(اشکمو در اورد)![]()
دیشب مهربون بودی مهربون بودم(مهربون بود)![]()
دیشب گفتی دوست داشنی شدی(امروز گفت چقدر دوست داشتنی و خوشمل شدی)![]()
دیشب با سائل حرف زدم(امروز با ابجیش)![]()
دیشب.....![]()
امروز......![]()
دیشب هیچکس پیشم نبود(اما امروز مامانم پیشم بود)همه رو شنید![]()
واااااااااااااااای امید دوسش دارم.دوسم داره....![]()
![]()
با گریه هاش دیوونم میکنه![]()
داغونم میکنه![]()
بد گریه میکنه![]()
![]()
دوست ندارم گریه های یه مردو ببینم![]()
مامانم گریه هاشم شنید
مامانم .......!(تذکر که تو یه خواهر مجرد داری ژس هیچکس نمیره و هیچکس نمیاااااااااااااد)![]()
برای اولین بار 2ساعت با یه پسرحرف زدم![]()
..............!![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

دلم میخواد برم به خواب ابدی ![]()
دارن همه بد میکنن با من.
![]()
![]()
این الان قیافه من از پس گریه کردم![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

گریه کردم.
هیچ کدوم از دوستام پیشم نبودن.
الهام با حرفاش حالمو گرفت.......
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

تا ساعت 12 خواب بودم.
ناهار خوردم دوباره خوابیدم تا 6
که حالا هم در اختیار شمام!اه اه اه.تلوزیون هم که فقط فوتبال داره.![]()
شورشو در اوردن.ریدن به این تلوزیون و مملکت.از اون روزی دانشگاه شریف دوباره تظاهرات کردن خط من هنوز درست نشده.
فقط کافیه یه ادم سیاسی بگوزه همه چی بهم میریزه....!مسخره ها...حالیشون نیست که.دوباره طرح گشت ارشاد داره راه می افته.نمی ذارن 2دقیقه با ارامش زندگی کنیم.تا نون هم گرون میشه ربطش میدن به سیاست.
حتی فوتبال امروز.....!دیگه حالم داره بهم میخوره.
روز به روزم که اوضاع اقتصادی مملکت داره بدتر میشه....!مورده شورشونو ببرن.همیییییییین.
باحال نه؟الان شدم یه ادم دیونه افسرده منتظر.
منتظر یه زنگ...یه پیامک.یه تک زنگ.چه میدونم هر گهی که شما فرک می کنید.اه....!فردا قرار برم بازار واسه خرید کادو تولد خودم!
چه باحال.
به جای دوشنبه قرار فردا تولد بگیریم اخه خواهر زادم هم هست به خاطر همین....!ببخشید اگر بد نوشتم.راستی تولدمم مبارک![]()
![]()
![]()

تماس فرت![]()

انقدر باهاش بد حرف زدم که نگو نپرس اون بیچاره اسمشو گفت و.....اما من مثل بز نگاش کردم.با یه قیافه ای که انگار طلب دارم
.اما توی 1سال مثل خر دنبالش کردم تا بیاد پیش خودم.اخه با بچه های مثبت میگشت.مگه میشه بغل دستی من یه ادم مثبت باشه.تا تابستون که به خاطر بدست اوردن دل الی باهاش رفتم کلاس کامپیوترو خیلی هم بهمون خوش می گذشت.تا سال سوم که الی شد مال خود خودم...طوری باهم خوب بودیم که همه مدرسه به ما بد نگاه میکردن.اما من انقدر پرو بودم که عین خیالمم نبود.الی سال سوم یه کوچولو مثل من شیطون شده بود اما نه به اندازه من.من شیطون بودم اون درس خون بود.دوستای خوبی بودیم.چه کیفی میکردیم
.اخرای سال از هم جدامون کردن.
انقدر به معلممون غر زدم که همه خندشون گرفته بود.که این سعیدس...!شاید اگه الی نبود من سال سومم به این خوبی تموم نمیشد.اما بودو خوب تموم شد.نمیدونم برای اونم خوب تموم شد یا نه!سال سوم حتی معلم ها هم به ما بد نگاه می کردن....!چند تا از بچه ها که رو راست برگشتن گفتن ما به شما حسودیمون میشه.یه دختر دیگه هم مثل من عاشق یه دختر دیگه بود اما تا نو اومد به بازار کهنه رو فراموش کرد..اما من هنوز پایه ثابت موندم.و ولش نم کنم.تا زمانی که خودش بخواد برم ....!الهی بمیرم بعد ها فهمیدم که سال دوم از من میترسیده.فرک میکرده یه بچه خلاف حرفه ایم.هر دفه میگه انقدر دلم براش میسوزه......!سال پیش دانشگاهی از هم جدا افتادیم.اماجداییمون کاری نکرد که برای هم دیگه بهترین نباشیم.....!الانم که اون میره دانشگاه منم کنکور می خونم.امیدوارم مثل همیشه باشیم...می دونم که هستیم.چون هردومون عاشق هم هستیم.و عاشق می مونیم.مگه نه الی خودم؟تولدت مبارک عقشم.![]()
.دوست دارم
دوست دارم.
دوست دارم.
دوست دارم.
دوست دارم
.دوست دارم
.دوست دارم
.دوست دارم.
دوست دارم.
بیشتر از اون چیزی که فرک کنی.![]()
![]()
![]()
راستی ورودت رو به دانشگاه هم تبریک میگم
.درست روز تولدت باید بری داشگاه.چه باحال.!!!!![]()
.من که روم نمیشه تو برو به اون الاغ بگو بره برام بخره.............!راستی در اخرم تولد خودم که 13مهر مبارک..!![]()
تبریک یادتون نره ها.!بیاید وتبریک بگید.دل من با این تبریکا خیلی شاد میشه...!



عکس خدا در اشک عاشق است.

دیروز که روزه نگرفتم.امروزم ...! ۳روز فقط کارم شده گریه
.مهرداد حالش اصلا خوب نیست!
یعنی بدتر از من...داره کلیه هاش از کار میفته
.دارم دق میکنم.همش کارم شده گریه و گریه گریه!نمیذاره کنارش باشم.هی میگه برو تهنام بذار.نمی دونم چش شده..امیدوارم خوب بشه.ااااااااااااااامین.دوستان براش دعا کنید.!!!
دیروزم با دوستان رفتیم امام زاده صالح.اتفاقات باحال افتاد......
در حدی که بردنمون پیش پلیس.
یه زن دیوونه بهمون گیر داد تا وقتی رسیدیم خلمون کرد....
.تا اینکه ازمون شکایت کرد.البته بخیر گذشت.خطر از بیخ گوشمون رد شد.........!
می خواستم با الی برم بیرون اما نیومد.
گفت حالم بد!منم خیلی حرصی شدم.....خوب میومد دیگه.دوست داشتم پیشش گریه کنم.اما نیومد.مهم نیست.....!
حالا حالا ها نمی تونم ببینمش.فرک کنم تا هفته دیگه شایدم بیشتر.دلم برای مهردادم تنگ شده!![]()
خدا به دادم برس
.دارم دق میکنم
.دلم براش تنگ شده...!
قرار بود اخر هفه برم ببینمش اما نشد...............
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()





دیوونه شدم
دیوونه شدم
دیوونه شدم
دیوونه شدم
دیوونه شدم
دیوونه شدم

![]()

![]()


![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()



